به من فکر می کند

موهایم را با دقت شانه می کنم

نیست

         هیچ تاری سپید نیست

پس چرا

       این روزها

  اینقدر به مرگ فکر می کنم؟

                                                          22/10/88

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ياسمين همداني

همزادپنداري شديد من با اين پاره: هیچ تاری سپید نیست پس چرا این روزها اینقدر به مرگ فکر می کنم؟

فرناز

دوست دارم امشب که می خوابم خیلی آرام بخوابم مثل پدرم در آخرین شبی که خوابید دوست دارم فردا صبح نباشم و اینهمه تکرار نباشد و اینهمه خسته نباشم دوست دارم بمیرم به همین سادگی بدون هیچ افسوس بدون پیچیدگی +‌++++ می خواهم بگویم این حس عجیب نیست و هر یک از ما به شکلی هرازگاهی درگیر آن هستیم . عیبی هم ندارد . می گذرد .

سعید حسین پور

شعرای شما منو دیوونه می کنه. اون که گفتید: هوا ابری نیست ولی من دلم عجیب گرفته است. شما فوق العاده شعر می گید.[گل]

بهاره

سلام اگه به جای" اینقد" " آنقدر" می آوردید بهتر نبود؟ در ضمن شعرهاتون بسیار زیباست اما کوتاهست... موفق باشید

طاهره قصدی

من اما کلی تار سفید دارم گاهی با این سفیدها به مرگ فکر می کنم و گاهی با سیاه ها زندگی می کنم. چطوری عزیز نازنینم؟

نغمه شاکری

سلام از اشنایی با وبلاگ شما خوشحالم به پشت پرچین خیال هم سری بزنید[لبخند]

امیدوارم وقتی به مرگ فکر می کنیم سبک باشیم

Inja shab nist...

فوق العاده بود. ممنونم از همه ی شعرهات...